تبلیغات
بیا تو خودت ببین
 

   به نام خالق هستي

تاريخ آخرين بروز رساني وب :  
نويسندگان :   علي تجري - عسل - ليلا - بهار - علي 048 - علي
 


 
   
 
   
  منوي اصلي
 
  صفحه نخست
  تماس با ما
  ارسال ايميل سريع
  طراح قالب اين وب
   
  نويسندگان
 
   
  لينك دوستان
 
   
  صفحات ديگر


1 2 3 4 5 6 7 ...

   
  جستجو


  افتتاح سایت GytyOnline  
   تاريخ ارسال :  31 مرداد 88

 

سلام به همه

امروز خیلی خوشحالم ومیدونید چرااااااااااااااااااااااااااا؟؟ برای اینکه سایتم راه افتادش راه راه 
همتون بیاد توش نظر بدید اگه مشکلی انتقادی چیزی دارید بگید تا بهترش بکنم منتظر همتون هستم که عضو بشیدو بهم کمک کنید امکانات زیاد و جالبی هم داره مثل یه چت روم اختصاصی و ....
پس منتظر همتون هستم .همه دوستای خوبه نویسنده این وبلاگم بیاید علی جون و بقیه بروبکس
اینم آدرسش هستش : 



 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Ali048 |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |متفرقه|
 

  «ازدواج را توصیف كنید.»
   تاريخ ارسال :  2 مرداد 88

 

سلام چطورین؟!؟مث اینکه من یه چن وقت نیام این وب همینطور متروک میمونه!!!!! می بینین چه دوستای بی معرفتی دارم؟از خودم که هیچ سراغی نمیگیرن هیچ نمیان حداقل اینجا یه مطلب بزارن!!!

خب حالا به مطلی جدید توجه فرمایید!:

پیش بابایی می رومو و از ازش می پرسم: «ازدواج چیست؟»، بابایی هم گوشم را محكم می پیچاند و می گوید: «این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابون با دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی كنی، ورپریده!»، متوجه حرف های بابایی و ربط آنها به سوالم نشدم بابایی  پرسید: «خب حالا واسه چی می خوای بدونی ازدواج یعنی چی؟!»، در حالی كه در چشمام اشك جمع شده بود می گویم: «بابایی بهتر نیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بكشید؟!»، بابایی با چشمانی غضب آلوده گفت : «نخیر! از اونجایی كه من سلطان خانه هستم و توی یكی از داستان ها شنیدم سلطان جنگل هم همین كار رو می كرد و ابتدا می كشید و سپس تحقیقات می كرد، در نتیجه من همین روال را ادامه خواهم ...» بابایی همانطور كه داشت حرف می زد یك دفعه بیهوش روی زمین افتاد، باز هم مامانی با ملاقه سر بابا رو مورد هدف قرار داده بود، این روزها مامان به خاطر تمرین های مستمرش در روزهای آمادگی اش به سر می بره و قدرت ضربه و هدفگیری اش خیلی خوب شده،البته پخش سریال جومونگ این اواخر بی تاثیر نبوده. ملاقه با آنچنان سرعتی به سر بابایی اصابت كرد كه با چشم مسلح هم دیده نمی شد.

مامانی گفت: «در مورد چی صحبت می كردین كه باز بابات جو گیر شده بود و  گفت سلطان خونه است؟!»، و من جواب دادم: «در مورد ازدواج»، مامانی اخمهاش توی همدیگه رفت و ماهیتابه رو برداشت و به سمت بابایی كه كم كم داشت بهوش می یومد قدم برداشت، مامانی همونطور كه به سمت بابایی می یومد گفت: «حالا می خوای سر من هوو بیاری؟! داری بچه رو از همین الان قانع می كنی كه یه دونه مامان كافی نیست؟! می دونم چكارت كنم!»، مامانی این جمله رو گفت و محكم با ماهیتابه به سر بابایی زد و بابایی دوباره بیهوش شد.

بعد از بیهوش شدن بابایی، مامان ازم خواست كل جریان رو براش توضیح بدم، منهم گفتم كه موضوع انشا این هفته مون اینه كه «ازدواج را توصیف كنید.»، بابایی كه تازه بهوش اومده بود گفت: «خب خانم! اول تحقیق كن، بعد مجازات كن! كله ام داغون شد!»، و مامانی هم گفت: «منم مثل خودت و اون آقا شیره عمل می كنم، عیبی داره؟!»، بابایی به ماهیتابه كه هنوز توی دستای مامانی بود نگاهی كرد و گفت: «نه! حق با شماست!»، مامانی گفت: «توی انشات بنویس همه ی مردها سر و ته یه كرباسن !»

بابابزرگ كه گوشه ی اتاق نشسته بود و داشت با كانالهای ماهواره ور می رفت و هی شبكه عوض می كرد متوجه صحبت های ما شد و گفت: «نوه ی گلم! بیا پیش خودم برات انشا بگم!»، مامانی هم گفت: «آره برو پیش بابابزرگت، با هشت ازدواج موفق و دوازده ازدواج ناموفقی كه داشته می تونه توضیحات خوبی برات در مورد ازدواج بگه!»

پیش بابابزرگ می روم و بابابزرگ می گوید: «ازدواج خیلی چیز خوبی است، و انسان باید ازدواج كند ... راستی خانم معلمتون ازدواج كرده؟ چند سالشه؟ خوشـ ...»، بابابزرگ حرفهایش تمام نشده بود كه این بار ملاقه ای از طرف مامان بزرگ به سمت بابابزرگ پرتاب شد، البته چون مامان بزرگ هدفگیری اش مثل مامانی خوب نیست ملاقه به سر من اصابت كرد.

به حالت قهر دفترم رو جمع می كنم و پیش خواهر می روم، نمی دانم چرا با گفتن موضوع انشا در چشمانم خواهرم اشك جمع می شود، و وقتی دلیل اشك های خواهر رو می پرسم می گوید: «كمی خس و خاشاك رفت توی چشمم!»، البته من هر چی دور و برم رو نگاه می كنم نشانی از گرد و خاك نمی بینم، به خواهر می گویم: «تو در مورد ازدواج چی می دونی؟» و خواهرم باز اشك می ریزد.

                           

ما از این انشا نتیجه می گیریم بحث در مورد ازدواج خیلی خطرناك است زیرا امكان دارد ملاقه یا ماهیتابه به سرمان اصابت كند،


 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Lila |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |طنز|
 

  آنفلوآنزای خوکی
   تاريخ ارسال :  12 اردیبهشت 88

 

             showimage.aspx?id=29124&t=y&w=300&h=200&type=1

در این مطلب سعی شده به بعضی از سوال‌های شما درباره آنفلوآنزای خوکی از جمله پیشگیری و درمان و نشانه‌های بیماری پرداخته شود.

 

ابتلای صدها تن به آنفلوآنزای خوکی در مکزیک و گسترش این بیمای به کشورهایی چون آمریکا، کانادا، بریتانیا، اسپانیا، اسرائیل و زلاندنو نگرانی بسیاری از شهروندان را به همراه داشته است. مسوولان بهداشتی با جدی دانستن تهدید همه گیری این بیماری، از مردم خواسته‌اند دچار ترس نشوند و تمهیدات لازم را برای پیشگیری از ابتلای خود و خانواده‌هایشان به کار بندند.

در این مطلب کوتاه شده سعی به بعضی از سوال‌های شما درباره آنفلوآنزای خوکی پاسخ داده شود.

 

چگونه از خود و خانواده ام در برابر آنفلوآنزای خوکی محافظت کنم؟

احتیاط‌های معمول را به کار بندید. آنفلوآنزای خوکی مانند هر نوع سرماخوردگی دیگر از راه تماس سرفه و عطسه منتقل می‌شود. دست‌های خود را به طور مرتب بشویید. اگر آب و صابون در دسترس نیست، می‌توانید از ژل‌های تمیزکننده دست استفاده کنید.

همان طور که هوشیاری در برابر آلودگی برای پیشگیری از ابتلای شما و خانواده‌تان به بیماری ضروری است، در صورتی که خود مشکوک به ابتلا به آنفلوآنزا هستید، حتما هنگام عطسه و سرفه جلوی دهان و بینی خود را بگیرید. اگر دستمال به همراه ندارید، هنگام عطسه یا سرفه قسمت داخلی آرنج خود را در برابر دهان و بینی بگیرید تا دستانتان آلوده نشوند.

 

آنفلوآنزای خوکی چه نشانه‌هایی دارد؟

آنفلوآنزای خوکی همانند سایر انواع سرماخوردگی عمل می‌کند. بیماران دچار تب و لرز، سردرد، سرماخوردگی، گلودرد، کوفتگی و درد مفصل می‌شوند. این بیماری گاهی با تهوع و اسهال همراه است.

 

آیا انتقال ویروس آنفلوآنزای خوکی به سادگی انجام می‌شود؟

محققان هنوز اطلاعات کاملی را از نحوه انتقال ویروس آنفلوآنزای خوکی به دست نیاورده‌اند. سازمان بهداشت جهانی به تازگی برآورد خود مبنی به سهولت انتقال این ویروس میان انسانها را منتشر کرده است.

اگر با کسی در تماس هستید که سرماخوردگی دارد، با او دست ندهید و روبوسی نکنید. ویروس آنفلوآنزا در اماکن عمومی وجود دارد و تماس با سطوحی مانند دستگیره اتوبوس و صفحه کلید کامپیوتر به راحتی شما را آلوده می‌کند. اگر دستان خود را به دستگیره در یا اتوبوس زده‌اید، آن را به دهان و بینی خود نزنید.

 

آیا آنفلوآنزای خوکی قابل درمان است؟

بله، داروهایی که در سال‌های گذشته برای درمان انواع قوی آنفلوآنزا تولید شده‌اند، توانایی خوبی برای کمک به مبتلایان به آنفلوآنزای خوکی دارند. در حقیقت همه گیری جهانی بیماری‌هایی مانند آنفلوآنزای مرغی و سارس در سال‌های گذشته آمادگی مراجع درمانی را برای مقابله با همه گیری‌های جدید افزایش داده است.

 

آیا واکسن انفلوانزا که زمستان گذشته دریافت کردم، من را از ابتلا به آنفلوآنزای خوکی مصون می‌کند؟

احتمالا خیر. هر چند واکسن‌های انفلوانزا بدن افراد را در برابر سویه ویروس آنفلوآنزا که شامل ویروس آنفلوآنزای خوکی نیز هست، مقاوم می‌کند ولی مسوولان مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا می‌گویند آزمایش‌های اولیه آنها بیانگر عدم ایجاد مصونیت در دریافت کنندگان واکسن انفلوانزا است.

منبع: bbc.co.uk 

 

 

آیا آنفلوآنزای خوکی از راه مواد غذایی مانند گوشت خوک منتقل می‌شود؟

خیر. آنفلوآنزای خوکی از دهان و بینی منتقل می‌شود و یک بیماری مجاری تنفسی است


 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Lila |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |مقاله|
 

  پلایش سه گانه
   تاريخ ارسال :  8 اردیبهشت 88

  روزی یکی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت: سقراط، آیا می دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟

سقراط جواب داد: « یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سه گانه نام دارد.» آشنای سقراط گفت: «پالایش سه گانه؟» سقراط جواب داد: «درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه می خواهی بگویی.


اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو ...
کاملا مطمئن هستی که آنچه که درباره دوستم می خواهی به من بگویی حقیقت است؟ آشنای سقراط جواب داد: «نه، در واقع من فقط آن را شنیده ام و ....» سقراط گفت : « بسیار خوب، پس تو واقعا نمی دانی که آن حقیقت دارد یا خیر.


حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی. آیا آنچه که درباره دوستم می خواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟ آشنای سقراط جواب داد: « نه، برعکس...» سقراط گفت: «پس تو می خواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن نیستی که حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است که تو از آزمون عبور کنی، زیرا هنور یک سوال دیگر مانده است که مرحله پالایش سودمندی است.


آیا آنچه که درباره دوستم می خواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟ آشنای سقراط جواب داد: « نه، نه حقیقتا». سقراط نتیجه گیری کرد: «بسیار خوب، اگر آنچه که می خواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است، و نه سودمند، چرا اصلا می خواهی به من بگویی؟

 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Ali048 |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |مقاله|
 

  بازم کوکا کولا و اسلام !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
   تاريخ ارسال :  8 اردیبهشت 88

 
نظر شما در مورد این کار و تبلیغ کوکا کولا چی هستش ؟


 

 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Ali048 |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |مقاله|
 

  انواع برخوردهای اجتماعی بین دختر و پسر
   تاريخ ارسال :  7 اردیبهشت 88

 برخوردهای مبتنی بر شتاخت و احترامیا به عبارتی رفتار بچه مثبت وارانه!! در اینگونه برخوردها طرفین كمی تا قسمتی عاقلند، فهم دارند، شعور دارند و الكی قوه خیال خود را به كار نمی برند. از پدر و مادرشان اصول محرم و نامحرم را یاد گرفته اند. راحت! مثل آدم زندگی شان را می كنند. سلام علیكشان را دارند، سر وقت هم پدر و مادرشان برایشان آستین بالا می زنند كه تا دم در نیاوده اند سر و سامان بگیرند! و در كل آدمهای خوشحالی هستند

برخوردهای مبتنی بر شرم افراطی
آدم های دختر و پسر ندیده فول فابریك، بعضا دچار این نوع برخورد می شوند. سرخ و سفید می شوند و عرق میریزند. ضربان قلبشان بالا میرود و احتمالا شاهد بعضی علائم فیزیولوژیكی... (گلاب به رو، دبگر بقیه اش را نمی گویم) می شوند
همین جا لازم است اشاره ای به مساله ماخوذ به حیا بودن بشود. از قدیم ندیم ها گفته اند كه حیا خوب است ولی خجالتی بودن نه! یهنی چه؟ یعنی اینكه فرد باحیا با اراده خودش كاری را انجام نمی دهد و در حالت خونسردی، آرامش و هوشیاری است؛ ولی آدم خجالتی، بدبخت ننه مرده، اگر بخواهد هم توانایی انجام آن كار را ندارد
فكر نكنید خیلی خوب... پس خوب است كه بچه مان خجالتی باشدها! نه اصلا! چون گاهی شاهد رفتارهای متناقض از افراد فوق العاده خجالتی بوده ایم. یعنی طرف موقع حرف زدن یك دقیقه نمی تواند به چشمانت نگاه كند ولی با صد نفر تلفنی، دوستی خارج از محدوده دارد

برخورد دستپاچه و هیجان زده
به علت عدم شناخت از نحوه قضاوت دیگران، باعث بوجود آمدن برخورد هیجان زده می شود. یعنی چه می شود؟! الان می گویم... یعنی دخترك یا پسرك طرف مقابلش را كه می بیند یوهویی گمان می كند كه ایشان یك دل نه صد دل عاسخ! او شده است كه فلان لبخند را زده یا فلان كلمه را استفاده كرده است. هم اینها زیر سر نداشتن شناخت صحیح از جنس مخالف ست
نتیجه اخلاقی: آقاجان؛ نوجوانان و جوانان باید مورد محبت قرار بگیرند تا اینطوری تشنه محبت نباشند كه وقتی كسی گفت دوستت دارم سر از پا نشناخته همچین اختیار دل از كف بدهد

برخورد خشك و محدود
بعضی ها از آن طرف پشت بام افتاده اند. یعنی در مقابل جنس مخالف، آنقدر كج خلقی و اخم و خشانت! به خرج می دهند كه نگو و نپرس. همچین رفتار می كنند كه انگار دشمن خونی خود را دیده اند. این خودش باعث ایجاد عكس العمل سرد از اطرافیان می شود و فرد خشن و خیلی قشنگ، با خودش فكر می كند كه این عمل! آنان است نه عكس العمل و باعث جیرینگ شكستن قلب یخ بسته و لطمه دیدن روح گل سرخی اش می شود

برخورد مبتنی بر پرخاشگری
این افراد محبت صادقانه و عارفانه و بی شائبه و غیره و ذالكانه خود را به شكل پرتاب سنگ و پاشیدن اسید و داد و فریاد و نیش و كنایه به طرف مقابلشان نشان می دهند. اینها كسانی هستند كه به پختگی اجتماعی در رفتار خود نرسیده اند. كلا یك چیزیشان می شود كه این رفتار ازشان ساطع می شود؛ وگرنه آدم سالم كه این جوری نیست

برخورد راحت ار نوع روشنفكری
این افراد غالبا وقتی در مقابل جنس مخالف قرار می گیرند، با نگاه ممتد به طرف مقابل، حرفهای بی سر و ته، گاه شوخیهای بی مورد و البته با این شعار كه او هم یك انسان است، می خواهد بگویند كه هیچ احساس خاصی نسبت به طرف مقابل ندارند. ولی خدا می داند كه داخلشان چه خبر است. این جماعت سعی می كنند به هر نحو ممكنه با عادی جلوه دادن رفتار خود، به جنس مخالف (كه صد البته یك انسان است!) هر روز بیشتر از دیروز نزدیك شده و روابط حسنه ای را با او برقرار سازند و بعد از آن دیگر چه شود

 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |عسل |
 
 

  داســـتان یــک مســابقــه
   تاريخ ارسال :  1 اردیبهشت 88

 

برای دیدن بقیه مسابقه به ادامه مطلب بروید<ضرر نمی کنید>


 

 ادامه مطلب
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Lila |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |طنز|
 

  سال نو مبارک!!!!
   تاريخ ارسال :  15 فروردین 88

 

شوق دیدار

شعر یا ترانه ای رو كه در این ایمیل ملاحظه خواهید كرد با تاثیر پذیری از شعر معروف "كـوچـه" یا "بی تو مهتاب شبی ..." سروده ی "زنده یاد فریدون مشیری" به سبكی جدید و با سلایق دوستداران كامپیوتر و اینترنت و چت و از اینجور چیزا البته بصورتی طنز گونه بازنویسی شده كه در نوع خودش بسیار زیباست. توصیه می كنم با همون آهنگ "كـوچـه" شعر رو تا آخر دنبال كنید

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم

2.jpg

وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم

3.jpg

Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ

4.jpg


Windows و Hard و Mother Board
همگی دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال تو و معنی درك کلامت

5.jpg

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است

6.jpg

باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

7.jpg

روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

8.jpg

تا به دام تو درافتم همه Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت

9.jpg


Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم

10.jpg

نکنی دیگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

too_sad.jpg

و در ضمن سال نو مبارک


 

 
 
 
 نظرات و پيشنهادات :  ||       نويسنده :  |Lila |
 
 نوع مطلب ارسالي :  |اشعار|  نوع مطلب ارسالي :  |طنز|
 

   
  آرشيو مطالب
 
   
  آرشيو موضوع ها
 
   
  آمار
 
تعداد مطالب ارسالي :
تاريخ آخرين بروزرساني :
بازديدهاي امروز :
بازديدهاي ديروز :
كل بازديدها :
   
  طراح قالب


  مطالب پيشين :
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

اين قالب براي اين وب طراحي شده و مختص همين وب مي باشد و نمونه ديگري وجود ندارد.        صاحب وب :   علي تجري
  2008 ©